سلطان محمد ميرزا قاجار

254

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

سواى وقت زراعت آب ندارد . اطراف شهروان آباديهاى معتبر است . خود شهر - وان ده آباد ادبارى است . سكنهء آنجا عرب و كرد [ ند ] . زراعت زياد [ و ] باغات كمى دارد . انار اينجا به درشتى و باليدگى مشهور است . آبش از دياله [ است ] . جمعيتى دارد . مناره و مسجدى دارند . كاروانسراها در خارج آبادى به‌جهت منزل زوار ساخته‌اند . درّاج و آهو زياد دارد . قزل رباط از شهر وان الى قزل رباط شش ساعت [ و ] به قدر يك ثلث از اول راه زمين پست و بلند [ است ] . « 4 » نهرهاى عريض عميق زيادى از راه مىگذرد و بعضى پل دارد ، پاره [ اى ] ندارد . كنار نهرها اكثر نيزار [ و ] در وقت زياد آبى و زراعت خيلى از اين راه گل است و باتلاق . « 5 » هميشه در اين محل شبها مالهاى مترددين را به دزدى مىبرند . از اين [ 162 ب ] نهرها كه گذشت مىرسد به جبل حمرى كه از كوههاى مشهور موصل است . دنبالهء او به اين زمينها مىكشد . پست و بلند [ و ] درّه ماهور [ است ] . بعضى جاها راه عبور تنگ مىشود . از جبل كه گذشت همه‌جا جلگهء هموارى است . در اين جلگه دهات و مزارع زياد است . خود قزل رباط آبادى معتبرى است . جمعيت زيادى دارد . مردمش كرد و عرب [ اند ] . آبش از دياله [ است ] . باغات كمى دارد . زراعتش بسيار ، برنجكارى هم كمى دارند . كاروانسراهاى پوچى به‌جهت منزل كاروان ساخته‌اند . جاى بسيار كثيفى است . خانقين از قزل رباط الى خانقين همهء راه دره و دامنه [ است ] . كوه مختصرى دارد . زمينش ريگزار [ است ] . سنگ كمى دارد . اوّل راه چند نهر آب مىگذرد . يكى

--> ( 4 ) . « راه خانقين به قزل رباط با اينكه قسمتهايى از آن سنگلاخى است ، عريض و زيباست » . ( سفارت كنت دوسرسى ، ص 238 ) . ( 5 ) . اصل : بات لاق .